I

arsachem
دوشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸۸
سلامی دوباره

دوستان و علاقمندان شیمی سلام به زودی arsachem به جمع وبلاگ های زنده خواهد پیوست ، اگه می پرسین چرا اینقدر دیر ؟؟ بعدا خواهم گفت .

شهریار سلاح ورزی دبیرشیمی ن1 خرم آباد

پنجشنبه ۱٤ تیر ،۱۳۸٦
گزارش دومين سفر علمی آموزشی انجمن معلمان شيمی استان لرستان

 

گزارشي كوتاه از سفر انجمن هاي علمي آموزشي معلمان شيمي استان لرستان

به استان هاي آذربايجان شرقي ، آذربايجان غربي و كردستان

 

 

 

             يكشنبه 10/4/86 بعد از يك سفر تقريباً 10 روزه و طي كردن مسافتي در حدود 3000 كيلومتر به خرم آباد برگشتيم .نبايد كتمان كرد كه سفر دوم از نظر بار علمي و نزديك شدن به اهدافي كه دنبال مي كرديم ، پربارتر بود.

             آشنايي با انجمن هاي علمي  آموزشي معمان استان هاي آذربايجان شرقي و آذربايجان غربي و كردستان فرصتي تازه در اختيار من ودوستانم قرار داد تا با كساني ديدار كنيم كه جداي از تفاوت هاي فرهنگي و جغرافيايي ، مثل ما فكر مي كنند وبدون هيچ اجباري و تنها با انگيزه اي  عاشقانه و بدون هيچ چشم داشت و كسب امتيازي در خدمت اهداف انجمن هاودر انديشه ي خدمت رساني به همكاران معلم و شاخه ي علمي مورد علاقه خود هستند.به نظرم اينچنين ديدارهايي،تاكنون دست كم دو فايده بزرگ براي همه ما در بر داشته است .

1) آشنايي اعضاي انجمن هاي معلمان استان هاي مختلف با هم و بهره گيري از تجربيات مفيد و مبتكرانه همديگر

 

2) مصمم تر ساختن مسئولين ورؤساي سازمان هاي آموزش و پرورش در راستاي پشتيباني هاي اوليه و باور كردن انجمن هاي علمي معلمان

 

              در اين سفر اگر چه قدري ناهماهنگي ها ي بين سازماني وجود داشت و جلسه ها با عدم حضور برخي از دبيران انجمن ها برگزار شد ولي اين موضوع به هيچ وجه باعث نشد كه از اين سفر دست خالي برگرديم . به هر حال براي من و آقاي رادسرشت كه به نمايندگي از انجمن معلمان شيمي استان لرستان به اين  ماموريت اعزام شده بوديم ، شنيدن سخنان و تجربيات دوست عزيزمان جناب آقاي رضا بابكان ( دبير انجمن معلمان شيمي استان آذربايجان غربي ) شنيدني و آموزنده بود .به ويژه آن بخش از صحبت هاي ايشان كه در ارتباط با عضو گيري و چگونگي ارتباط انجمن  با اعضايش بود ، به طور حتم براي برنامه هاي آينده ما هم مثمر ثمرخواهدشد . بنا بر اظهارات آقاي بابكان ، انجمن شيمي آنها در شروع عضو گيري اوليه براي تمام 640 نفر دبيران شيمي استان يك دعوتنامه به همراه جزوه ي معرفي انجمن -كه در آن به شرح وظايف و اهداف انجمن شيمي شده بود- ارسال كرده بودند. از سوي ديگر شوراي اجرايي انجمن در هر يك از شهرهاي بزرگ و اصلي استان آذربايجان غربي با ايجاد نمايندگي و قطب هاي علمي آموزشي و تعيين رئيس و شوراي علمي براي هر يك از اين قطب ها ، دامنه فعاليت و عضو گيري انجمن خود را در سطح استان گسترده كرده بودند . اين قطب بندي مي توانست در اجراي هرچه بهتر و سريعتر اهداف علمي آموزشي انجمن شيمي و اطلاع رساني پيرامون برنامه هاي آن  مثمر ثمر باشد.

        وقتي از اوضاع و احوال مجله(( سيماب)) نشريه ي  انجمن شيمي استان آذربايجان غربي - كه قبلاً يكي  دو شماره آن را دريافت كرده بودم- پرسيدم ، آقاي بابكان از موانع و مشكلات  نامه بازي در سازمان ارشاد اسلامي گفتند و دوره انتظار چند ساله براي گرفتن مجوز نشريه كه خود مانع بزرگي بر سر راه انتشار مجدد نشريه هاي انجمن هاي علمي معلمان به حساب مي آيد و از اينكه نوشتن مقالات علمي و ترجمه مقاله ها توسط معلمان در اين گونه نشريه ها هيچ امتيازي براي معلمان نداشته و استقبال معلمان از اين موضوع كمتر شده است .

           يكي ديگر از فعاليت هاي انجمن شيمي استان آذربايجان غربي اجراي كلاس هاي آموزش ضمن خدمت با بستن قرارداد با سازمان آموزش و پرورش بود ، اين انجمن با اخذ شهريه اي متناسب با ساعات تدريس از هر يك از همكاران شركت كننده،دوره هاي مختلفي رااجرا كرده بودند ؛ از جمله اين دوره ها مي توان به دوره هاي آموزش زبان تخصصي شيمي ، آزمايشگاه شيمي ، شيمي 1 ، 2 ،3 و پيش دانشگاهي اشاره كرد .

       البته ما هم در انجمن شيمي  انجمن شيمي لرستان هم غير از دوره زبان تخصصي شيمي، ساير دوره ها را در سال 85 براي دبيران شيمي ناحيه 1 و 2 خرم آباد برگزار كرديم با اين تفاوت كه قراردادي با سازمان بسته نشد و همكاران مدرس ما در اين دوره ها حق الزحمه بسيار ناچيزي بر اساس حكم كارگزيني خود دريافت كردند و دوره هاي اجراشده با وجود اينكه از كيفيت نسبتاً بالايي هم برخوردار بود و نشانگر توان اجرايي انجمن بود  ولي نتوانست براي انجمن شيمي لرستان درآمدزايي كند .

        اگرچه نشست 1 ساعته دو انجمن شيمي لرستان و آذربايجان غربي خيلي زود سپري شد ولي نسبتاً پربارتر و صميمانه تر از نشست هاي ديگر بود و براي من و همكارم تجربه ي جالبي به حساب آمد وجا دارد كه از همين جا يك بار ديگر از حضور آقاي بابكان مسئول انجمن شيمي معلمان استان آذربايجان غربي تقدير كنم .

           در پايان اين نشست از ايشان و ساير دوستانشان دعوت كرديم تا با سفر به استان لرستان زمينه ي آشنايي و تبادل نظر بيشتري را فراهم كنند و از مسئول و رابط سازمان آموزش و پرورش آذربايجان غربي كه در جلسه حضور داشت خواستيم تا زمينه ي اين گونه سفرهاي علمي آموزشي را فراهم سازند.

دراستان آذربايجان غربي علاوه بر انجمن معلمان شيمي 24 انجمن ديگر نيز مجوز تاسيس دريافت كرده اند ، البته انجمن شيمي اين استان يكي از فعالترين آنهاست.

        قبل از سفر به استان آذربايجان غربي سفري به استان آذربايجان شرقي و شهر تبريز داشتيم ولي متاسفانه  به دليل عدم حضور دبير و اعضاي انجمن معلمان شيمي اين استان  برگزاري نشست تخصصي و تبادل تجربيات با اين عزيزان ميسر نشد و تنها به نقل از  دبير انجمن ادبيات فارسي اين استان با برخي از فعاليت هاي انجمن شيمي آشنا شديم . تعداد  انجمن هاي علمي آموزشي معلمان اين استان 10 انجمن بود كه برخي از دبيران و يا اعضا آنها در جلسه شركت داشتند و به ارايه گزارش عملكرد و تبادل نظر با همكاران ما پرداختند.

      در پايان هم سفري به استان كردستان داشتيم كه آنجا نيز به دليل ناهماهنگي هاي معمول در اطلاع رساني و وجود برخي موانع فقط ديدار با  مسئول رسيدگي به امور انجمن هاي سازمان آموزش وپرورش كردستان امكان پذير شد .اين استان نيز با دارا بودن 15 انجمن علمي آموزشي معلمان فعاليت هايي را تجربه كرده بودند كه مسئول مربوطه با اشاره به آنها به نوعي ما را در جريان توانايي ها و مشكلات انجمن هاي استان خود قرار دارد. 

 

       به طور كلي اگر بخواهم يك جمع بندي از فعاليت انجمن هاي معلمان شيمي استان لرستان و اين سه استان داشته باشم بايد به موارد زير اشاره كرد:

 

1- برگزاري همايش هاي علمي آموزشي با حضور اساتيد با تجربه دانشگاه ها و مراكز آموزشي استان و كشور .

 

2- برگزاري كلاس هاي آموزشي استاندارد و مفيد براي معلمان شيمي و ارتقاي سطح علمي و مهارتي آنان .

 

3- برگزاري جلسات پرسش و پاسخ با حضور مؤلفين كتاب هاي درسي و معلمان شيمي استان .

 

4- برگزاري كلاس هاي المپياد شيمي ويژه دانش آموزان ممتاز دبيرستاني .

5- چاپ نشريه و ويژه نامه هاي علمي آموزشي و تربيتي مرتبط با فرايند تدريس شيمي در كلاس هاي درس .

 

6- تشكيل جلسه هاي كارگاهي رفع اشكال و ابهامات معلمان شيمي و ايجاد هماهنگي در بين آنان به منظور استاندارد سازي تدريس و ارزشيابي در كلاس هاي درس .

7- اعزام دبيران و اعضاي فعال انجمن شيمي به ساير استان ها و بازديد از انجمن هاي شيمي معلمان  و تبادل نظر و كسب تجربيات ارزنده

 

8 – همكاري با مؤسسه ها  و سازمان علمي آموزشي و پژوهشي مرتبط باعلم شيمي .

 

9-راه اندازي وبلاگ هاي علمي آموزشي معلمان شيمي وتبادل نظروارتباط بااعضاء درگستره ي اينترنت.

 

10-برگزاري نمايشگاههاي كتاب و دست ساخته هاي معلمان ودانش آموزان واجراي آزمايش هاي ساده وآموزشي درحاشيه همايش هاي استاني وشهرستاني.

 

 

         در پايان جا دارد از  همكاري و تلاشي كه مسئولين سازمان آموزش و پرورش استان لرستان به ويژه رياست محترم سازمان ، رييس دفتر ارتقاي علمي و جناب آقاي رحمتي رابط سازمان براي پشتيباني ها مختلف در اجرا ي اين بازديد علمي آموزشي داشتند، تشكر كنم .

 

 

با آرزوي موفقيت براي تمام همكاران و

علاقمندان به فعاليت هاي انجمن هاي

علمي آموزشي معلمان در سراسر كشور

 

شهریار سلاح ورزی دبیرشیمی ن1 خرم آباد

شنبه ٢ تیر ،۱۳۸٦
بازديد از انجمن های علمی آموزشی معلمان استان های آذربايجان شرقی و غربی

                                         سفر دوم

 

 اعضاي انجمن هاي علمي آموزشي معلمان استان لرستان

 

بالاخره با دوندگي و پيگيري هاي مستمر و چند ماهه ي رابطين محترم انجمن ها اساتيد بزرگوار آقايان علي حسيني و عرب زاده ، برنامه ي بازديد  از استان هاي آذربايجان شرقي و غربي و ديدار با همكاران فعال انجمن هاي علمي معلمان اين استان ها جور شد و اگه خدا ياري كنه يه سفر ده روزه رو از شنبه دوم تيرماه پيش رو داريم .

 در اين سفر اعضاي چند انجمن فعال استان لرستان به روال سال هاي پيش  براي كسب تجربيات جديد و تبادل نظر با دوستان و همكاران ساير استان ها خودشون رو آماده كردن تا با ارايه گزارشي از عملكرد چند ساله اخير انجمن هاي علمي آموزشي معلمان از عملكرد و تجربيات ساير دوستان استفاده كنند . هرچند در سفر سال 84 به استان هاي اصفهان ، فارس و هرمزگان با تمام شور و اشتياقي كه دوستان داشتند بنا به دلايل مختلف اداري و .... فقط نشستي با همكاران اصفهاني آنهم به صورت خيلي مختصر و مفيد صورت گرفت و با وجود هماهنگي هاي قبلي رابطين و مسئولين وقت سازمانهاي مربوطه سفر اول آنچنان اهداف و استقبالي  را كه انتظار داشتيم از از سوي دو استان ديگر برآورده نكرد ولي به هر حال از همان نشست كوتاه با دوستان و اساتيد محترم اصفهاني مطالب و نكات جالبي را آموختيم و آنها هم از تلاش هايي كه استان محرومي مانند استان ما توانسته بود در مدتي كوتاه ارايه كند و به ثمر برساند متعجب شده بودند.

اميدوارم سفردوم به تبريز و اروميه پربارتر باشد .  تا بتوانم گزارش مفصلي از آن براتون تو پست بعدي ارايه كنم .

انشا الله

 

شهریار سلاح ورزی دبیرشیمی ن1 خرم آباد

دوشنبه ٢۸ خرداد ،۱۳۸٦
فاطمه فاطمه است .



و اینک لحظه‌ وداع با علی (ع) ! چه دشوار است . اکنون علی باید در دنیا بماند. سی سال دیگر! فرستاد " ام رافع " بیاید ، وی خدمتکار پیغمبر(ص) بود. از او خواست که :
-
ای کنیز خدا، بر من آب بریز تا خود را شست ‌وشو دهم. با دقت و آرامش شگفتی، غسل کرد و سپس جامه‌ های نویی را که پس از مرگ پدر کنار افکنده بود و سیاه پوشیده بود، پوشید، گویی از عزای پدر بیرون آمده است و اکنون به دیدار او می‌رود.
به ام رافع گفت :
ـ بستر مرا در وسط اتاق بگستران.
آرام و سبکبار بر بستر خفت، رو به قبله کرد، در انتظار ماند.
لحظه ‌ای گذشت و لحظاتی ...
ناگهان از خانه شیون برخاست.
پلک‌هایش را فروبست و چشم‌هایش را به روی محبوبش ـ که در انتظار او بود‌ ـ گشود.
شمعی از آتش و رنج ، در خانه‌ علی خاموش شد و علی تنها ماند . با کودکانش.
از علی خواسته بود تا او را شب دفن کنند ، گورش را کسی نشناسد  و ... و علی چنین کرد .
اما کسی نمی ‌داند که چگونه؟ و هنوز نمی ‌داند کجا؟
در خانه‌اش؟ یا در بقیع ؟ معلوم نیست.
و کجای بقیع ؟ معلوم نیست.
آنچه معلوم است،‌ رنج علی است، امشب، بر گور فاطمه .
مدینه در دهان شب فرو رفته است، مسلمانان همه خفته ‌اند. سکوت مرموز شب گوش به گفت‌وگوی آرام علی دارد.
و علی که سخت تنها مانده است، هم در شهر و هم در خانه ، بی ‌پیغمبر، بی ‌فاطمه. همچون کوهی از درد، بر سر خاک فاطمه نشسته است.
ساعت ‌ها است.
شب ـ خاموش و غمگین ـ زمزمه درد او را گوش می ‌دهد، بقیع آرام و خوشبخت و مدینه بی‌وفا و بدبخت، سکوت کرده ‌اند، قبر‌های بیدار و خانه‌ های خفته می‌شنوند.
نسیم نیمه شب کلماتی را که به سختی از جان علی برمی‌آید، از سر گور فاطمه به خانه‌ خاموش پیغمبر می‌برد :
ـ بر تو، از من و از دخترت ـ که در جوارت فرود آمد و به شتاب به تو پیوست، سلام ای رسول خدا.
ـ از سرگذشت عزیز تو ـ ای رسول خدا ـ شکیبایی من کاست و چالاکی من به ضعف گرایید . اما، در پی سهمگینی فراق تو و سختی مصیبت تو، مرا اکنون جای شکیب هست.
من تو را در شکافته گورت خواباندم و در میانه‌ حلقوم و سینه من جان دادی، “انا لله و انا الیه راجعون”.
ودیعه را بازگرداندند و گروگان را بگرفتند، اما اندوه من ابدی است و اما شبم بی‌خواب، تا آنگاه که خدا خانه‌ای را که تو در آن نشیمن داری، برایم برگزیند.
هم‌اکنون دخترت تو را خبر خواهد کرد که قوم تو بر ستمکاری در حق او همداستان شدند. به اصرار از او همه چیز را بپرس و سرگذشت را از او خبر گیر.

اینها همه شد، با این که از عهد تو دیری نگذشته است و یاد تو از خاطر نرفته است.
بر هر دوی شما سلام. سلام وداع کنننده‌ای که نه خشمگین است، نه ملول.
لحظه‌ای سکوت نمود، خستگی یک عمر رنج را ناگهان در جانش احساس کرد. گویی با هر یک از این کلمات، که از عمق جانش کنده می‌شد ـ قطعه‌ای از هستی‌اش را از دست داده است.
درمانده و بیچاره بر جا مانده؛ نمی‌دانست چه کند؛ بماند؟ بازگردد؟ چگونه فاطمه را، این‌جا، تنها بگذارد، چگونه تنها به خانه برگردد؟ شهر، گویی دیوی است که در ظلمت زشت شب کمین کرده است. با هزاران توطئه و خیانت و بی‌شرمی انتظار او را می‌کشد.
و چگونه بماند؟ کودکان؟ مردم؟ حقیقت؟ مسؤولیت‌هایی که تنها چشم به راه اویند و رسالت سنگینی که بر آن پیمان بسته است؟
درد چندان سهمگین است که روح توانای او را بیچاره کرده است. نمی‌تواند تصمیم بگیرد، تردید جانش را آزار می‌دهد، برود؟ بماند؟
احساس می‌کند که از هر دو کار عاجز است، نمی‌داند که چه خواهد کرد؟
به فاطمه توضیح می‌دهد: “اگر از پیش تو بروم، نه از آن رو است که از ماندن نزد تو ملول گشته‌ام، و اگر همین جا ماندم، نه از آن رو است که به وعده‌ای که خدا به مردم صبور داده است بدگمان شده‌ام”.


آنگاه برخاست، ایستاد، به خانه‌ پیغمبر رو کرد، با حالتی که در احساس نمی‌گنجید، گویی می‌خواست به او بگوید که این “ودیعه‌ی عزیز”ی را که به من سپرده‌ای، اکنون به سوی تو بازمی‌گردانم، سخنش را بشنو. از او بخواه، به اصرار بخواه تا برایت همه چیز را بگوید، تا آن‌چه را پس از تو دید یکایک برایت برشمارد.
فاطمه این‌چنین زیست و این‌چنین مرد و پس از مرگش زندگی دیگری را در تاریخ آغاز کرد. در چهره همه‌ ستمدیدگان ـ که بعدها در تاریخ اسلام بسیار شدند ـ هاله‌ای از فاطمه پیدا بود. غصب شدگان، پایمال شدگان و همه‌ قربانیان زور و فریب نام فاطمه را شعار خویش داشتند. یاد فاطمه، با عشق‌ها و عاطفه‌ها و ایمان‌های شگفت زنان و مردانی که در طول تاریخ اسلام برای آزادی و عدالت می‌جنگیدند، در توالی قرون، پرورش می‌یافت و در زیر تازیانه‌های بی‌رحم و خونین خلافت‌های جور و حکومت‌های بیداد و غصب، رشد می‌یافت و همه‌ دل‌های مجروح را لبریز می‌ساخت.


این است که همه جا در تاریخ ملت‌های مسلمان و توده‌های محروم در امت اسلامی، فاطمه منبع الهام آزادی و حق‌خواهی و عدالت‌طلبی و مبارزه با ستم و قساوت و تبعیض بوده است.
از شخصیت فاطمه سخن گفتن بسیار دشوار است. فاطمه، یک " زنبود، آن‌ چنان که اسلام می‌خواهد که زن باشد. تصویر سیمای او را پیامبر خود رسم کرده بود و او را در کوره‌های سختی و فقر و مبارزه و آموزش‌های عمیق و شگفت انسانی خویش پرورده و ناب ساخته بود.
وی در همه‌ ابعاد گوناگون زن بودن نمونه شده بود.
مظهر یک دختر، در برابر پدرش.
مظهر یک همسر در برابر شویش.
مظهر یک مادر در برابر فرزندانش.


مظهر یک " زن مبارز و مسئول " در برابر زمانش و سرنوشت جامعه‌ اش.
وی خود یک “ امام ” است، یعنی یک نمونه مثالی، یک تیپ ایده‌آل برای زن، یک " اسوه " ، یک شاهد برای هر زنی که می‌خواهد " شدن خویش "  را خود انتخاب کند.
او با طفولیت شگفتش، با مبارزه‌ مدامش در دو جبهه خارجی و داخلی، در خانه‌ پدرش، خانه‌ی همسرش، در جامعه‌اش، در اندیشه و رفتار و زندگیش،چگونه بودن” را به زن پاسخ می‌داد.
نمی‌دانم چه بگویم؟ بسیار گفتم و بسیار ناگفته ماند.
در میان همه جلوه‌های خیره کننده‌ روح بزرگ فاطمه، آنچه بیشتر از همه برای من شگفت‌انگیز است این است که فاطمه همسفر و همگام و هم‌ پرواز روح عظیم علی است.

او در کنار علی تنها یک همسر نبود، که علی پس از او همسرانی دیگر نیز داشت. علی در او به دیده یک دوست، یک آشنای دردها و آرمان‌های بزرگش می ‌نگریست و انیس خلوت بیکرانه و اسرارآمیزش و همدم تنهایی‌هایش.
این است که علی هم او را به گونه‌ دیگری می‌نگرد و هم فرزندان او را.
پس از فاطمه، علی همسرانی می‌گیرد و از آنان فرزندانی می‌یابد. اما از همان آغاز، فرزندان خویش را که از فاطمه بودند با فرزندان دیگرش جدا می‌کند. اینان را “بنی‌علی” می‌خواند و آنان را “بنی‌فاطمه”.
شگفتا، در برابر پدر، آن هم علی، نسبت فرزند به مادر و پیغمبر نیز دیدیم که او را به گونه‌ی دیگر می‌بیند. از همه‌ی دخترانش تنها به او سخت می‌گیرد، از همه‌ تنها به او تکیه می‌کند. او را ـ در خردسالی ـ مخاطب دعوت بزرگ خویش می‌گیرد.
نمی‌دانم از او چه بگویم؟ چگونه بگویم؟

خواستم از " بوسوئه " تقلید کنم، خطیب نامور فرانسه که روزی در مجلسی با حضور لویی، از " مریم " سخن می‌گفت . گفت : هزار و هفتصد سال است که همه‌ سخنوران عالم درباره مریم داد سخن داده‌اند.
هزار و هفتصد سال است که همه فیلسوفان و متفکران ملت‌ها در شرق و غرب، ارزش‌های مریم را بیان کرده‌اند.
هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان در ستایش مریم همه‌ ذوق و قدرت خلاقه ‌شان را به کار گرفته ‌اند.
هزار و هفتصد سال است که همه‌ هنرمندان، چهره‌نگاران، پیکرسازان بشر، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندی ‌های اعجاز‌گر کرده‌ اند.

اما مجموعه‌ گفته‌ها و اندیشه ‌ها و کوششها و هنرمندی ‌های همه در طول این قرن‌های بسیار، به اندازه‌ این کلمه نتوانسته ‌اند عظمت‌های مریم را بازگویند که: "مریم (س)، مادر عیسی (ع) است ".
و من خواستم با چنین شیوه ‌ای از فاطمه بگویم. باز درماندم :

خواستم بگویم، فاطمه دختر خدیجه ‌ی بزرگ است.
دیدم فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه دختر محمد است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه همسر علی است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر حسین است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است.
باز دیدم که فاطمه نیست.
نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست.
فاطمه، فاطمه است ».

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=339599

 

شهریار سلاح ورزی دبیرشیمی ن1 خرم آباد


یکشنبه ۱٦ اردیبهشت ،۱۳۸٦
روز معلم در ساير كشورها teachers day inthe WORLD

Teachers' Day

امروز زنگ تفريح محور بحث روز معلم بود البته در ساير كشورها بعضی از همكارا اعتقاد داشتند فقط كشور ما اين روز رو گرامی می دارد و بس چون ما برای معلمامون خيلی ارزش قايليم و برای دلگرمی شون هم كه شده !! يه روز به اسمشون گذاشتيم. بعضی معتقد بودن در سال های قبل از انقلاب هم اين روز وجود داشته و لی مبنای نامگذاری اون كمی فرق داشته .به هر حال اين سوالی شد تو ذهنم كه بالاخره چشمم به مطلبی در ويكی پديا افتاد بهتره خودتون بخونيد.

در اين لينك به كشورهای برگزار كننده روز معلم در جهان اشاره شده و جالبه كه در مورد هر كشوری دليل نامگذاری روز معلمشون رو هم ذكر كرده .

كليك كنيد!

شهریار سلاح ورزی دبیرشیمی ن1 خرم آباد


پنجشنبه ۳٠ فروردین ،۱۳۸٦
P2O8 structure

                    امروز يكي از بروبچه های

 المپيادي شيمي تو آزمايشگاه يه سوالp2o8

 در مورد وضعيت اتم هاي اكسيژن تو يكی

 از اكسيدهاي فسفر پرسيد .

فكر كنم تصوير زير جواب درست سوالش باشه .

ساختار P2O8

شهریار سلاح ورزی دبیرشیمی ن1 خرم آباد

پنجشنبه ۱٦ فروردین ،۱۳۸٦
چند سوال شيمی فيزيکی

آیا می دانید  :

- ذوب برخی از مواد برخلاف بسیاری از مواد ـ گرماده - هست ؟

- چه موادی غیر از آب (یخ)با ذوب شدن کاهش حجم پیدا می کنند؟

- دلیل ذوب شدن برخی کوههای یخ  و یخچالها و فرو ریختن آنها - غیر عادی بودن تغییرات نقطه ذوب آب (یخ) برخلاف سایر مواد است ؟

=============

شهریار سلاح ورزی دبیرشیمی ن1 خرم آباد

دوشنبه ٢۱ اسفند ،۱۳۸٥
اثرگلخانه ای

سلام دوستان ، مي دونم  خيلي وقته از تدريس درس (اثر گلخانه اي )گذشته ولي ديدن انيميشن هاي زيرهم خالي از لطف نيست . البته سعي كردم مطالب داخل هر كليپ رو براتون ترجمه كنم ، پس بهتره با كليك كردن بر روي دكمه ي شروع تا پايان داستان اثر گلخانه اي همزمان با ديدن هركليپ متن مربوط به اون رو هم  دنبال كنيد .

 

 

قبل از هرچيز اينجا را کليک کن :

 

 ترجمه ی انيميشن ها به ترتيب کليلک کردن !

1-     خورشيد ، هواكره و زمين

2-     زمين ما بيشتر انرژي مورد نياز خود را از طريق تابش خورشيد به دست مي آورد .

3-  اين انرژي به صورت تابش الكترومغناطيسي وبيشتر آن  در ناحيه ي نور مرئي و بخشي هم در نواحي زير قرمز و فرابنفش است .

4-  اين انرژي خورشيدي با طول موج كوتاهي كه دارد با سرعت و انرژي زياد خود از ميان پوشش گازي اطراف زمين عبور كرده به سطح زمين برخورد مي كند.

5-  سطح زمين نيز با جذب بخش عمده اي از انرژي خورشيدي و تبديل آن پرتوهاي كم انرژي گرمايي يا همان تابش هاي فروسرخ  ، بخش كوچكي از آنها را به طرف هواكره بازتابش مي كند و مقداري از اين تابش ها دوباره به هواكره برمي گردند.

6-  ولي بخش اصلي  تابش هاي گرمايي توسط بعضي از گازهاي موجود در هواكره ( يعني گازهاي گلخانه اي)  به دام مي افتند و دوباره به شكل گرما به سطح زمين باز مي گردند.( اثر گلخانه اي )

7-     گاز هاي كربن دي اكسيد،بخار آب و گازمتان  مهمترين گازهاي گلخانه اي به حساب مي آيند.

8-  اين گازها با كمك پيوندهاي خود تابش هاي كم انرژي فروسرخ را جذب مي كنند و دوباره آنها را به طرف زمين ارسال مي كنند و به همين دليل باعث افزايش دماي زمين و گرمتر شدن هوا و پديد آمدن اثر گلخانه اي مي شوند.

9-  افزايش جمعيت جهان و استفاده از خودروها و ايجاد كارخانه هاي آلوده كننده ي هوا ، روز به روز به توليد گازهاي گلخانه اي مي افزايد و اثر گلخانه اي به طور موثرتري زمين را گرم مي كند.

 ۱۰- نتيجه ي نامطلوب و خطرناك اثر گلخانه اي ، ذوب شدن يخ ها و بالا آمدن سطح درياها و زير آب رفتن بخش عمده اي از زمين هاي حاصل خيز و مناطق مسكوني و همچنين ايجاد اختلال در وضعيت آب هوايي جهان است .

شهریار سلاح ورزی دبیرشیمی ن1 خرم آباد

[خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]